پرش به محتوای اصلی
ولنگرد

مقایسهٔ زندگی خودمان با ویترین دیگران

چرا ده دقیقه گشتن در شبکه‌های اجتماعی گاهی باعث می‌شود از خانه، شغل و زندگی معمولی خودمان ناراضی شویم؟ نگاهی صمیمی به مکانیزم مقایسه ناخودآگاه و راه‌های بازگرداندن تعادل.

تحریریه ولنگردانتشار: ۸ دقیقه مطالعه
تصویر مفهومی از تضاد میان ویترین پرزرق‌وبرق دیگران در شبکه‌های اجتماعی و واقعیت اصیل زندگی خودمان

عصر یک روز معمولی است. بعد از چند ساعت کار یا سر و کله زدن با کارهای روزمره، کمی خسته روی مبل نشسته‌اید و چای می‌خورید. در کل روزِ بدی نبوده و حال‌تان معمولی است. گوشی را برمی‌دارید تا چند دقیقه در شبکه‌های اجتماعی بچرخید.

در ظرف ده دقیقه، این تصاویر از جلوی چشم‌تان رد می‌شود: یکی از هم‌کلاسی‌های قدیمی‌تان خبر از یک موفقیت شغلی بزرگ داده است؛ صفحه‌ای دیگر چیدمان یک خانهٔ دلباز با نورگیرِ رویایی و گل‌های تازه را نشان می‌دهد؛ نفر سوم در کافه‌ای در یک سفر خارجی نشسته؛ و نفر چهارم در حال توضیح دادنِ این است که چطور تا قبل از سی‌سالگی به تمام اهداف مالی‌اش رسیده است.

گوشی را قفل می‌کنید و سرِ جایتان برمی‌گردید. ناگهان همان اتاقِ معمولی، همان چایِ عصرانه و همان کارهایی که تا ده دقیقه پیش از آن‌ها راضی بودید، به نظرتان کسل‌کننده، ناکافی و عقب‌مانده می‌آیند.

چرا این اتفاق حتی برای کسانی که می‌دانند «فضای مجازی واقعی نیست» باز هم رخ می‌دهد و چطور می‌توانیم بدون پاک کردنِ همهٔ شبکه‌های اجتماعی، از این تلهٔ فرساینده بیرون بیاییم؟

معادلهٔ نابرابر: «پشت صحنهٔ من» در برابرِ «ویترین دیگران»

مقایسه کردن، یک ویژگیِ قدیمی و طبیعی در ذهن انسان است. ما از قدیم با نگاه کردن به اطرافیان، جایگاه و مسیر خودمان را می‌سنجیدیم. اما در دنیای واقعیِ پیش از گوشی‌های هوشمند، شما خودتان را با ده یا بیست نفر از همسایه‌ها، همکاران و دوستان نزدیک مقایسه می‌کردید؛ کسانی که هم موفقیت‌هایشان را می‌دیدید و هم از خستگی‌ها، بدهی‌ها، بحث‌های خانوادگی و روزهای کسل‌کننده‌شان باخبر بودید.

در شبکه‌های اجتماعی، این معادله از دو جهت به هم خورده است:

  1. شما تمامِ جزئیاتِ پشت صحنهٔ زندگی خودتان (ترافیک صبح، سردرد عصر، ظرف‌های نشسته و تردیدهای فکری‌تان) را ثانیه به ثانیه تجربه می‌کنید.
  2. اما از زندگیِ صدها نفر دیگر، فقط همان یک درصدِ ویرایش‌شده، نورپردازی‌شده و دست‌چین‌شده را می‌بینید که تصمیم گرفته‌اند در ویترین عمومی بگذارند.

هیچ‌کس از چهار ساعت ترافیک، رد شدن در یک مصاحبه کاری یا عصرهای بی‌حوصلگی‌اش استوری‌های پرزرق‌وبرق نمی‌گذارد. با این حال، بخشِ احساسیِ مغز ما در لحظهٔ دیدن تصویر، این واقعیت را به یاد نمی‌آورد و تصویرِ ویرایش‌شده را به عنوان «زندگی عادیِ دیگران» ثبت می‌کند.

تلهٔ «انسانِ ترکیبی»: مقایسه‌ای که هیچ‌کس در آن برنده نمی‌شود

نکتهٔ ظریف‌تر اینجاست که در یک فیدِ دیجیتال، شما خودتان را با یک انسانِ واحد مقایسه نمی‌کنید؛ شما ناخودآگاه خودتان را با یک موجودِ ترکیبیِ خیالی مقایسه می‌کنید:

  • درآمد و پیشرفتِ شغلیِ فردِ الف (که شاید روزی چهارده ساعت کار می‌کند و تفریحی ندارد)،
  • به اضافهٔ سفرها و اوقات فراغتِ فردِ ب،
  • به اضافهٔ دکوراسیون و نظمِ خانهٔ فردِ ج،
  • به اضافهٔ اندام و ورزشِ روزانهٔ فردِ د،
  • به اضافهٔ کتاب‌خوانی و مطالعهٔ عمیقِ فردِ هـ.

هیچ انسانی روی کرهٔ زمین نمی‌تواند هم‌زمان در یک روز، همهٔ این پنج نفر باشد. اما وقتی در عرض سه دقیقه، پنج پست از این پنج نفر را پشت سر هم می‌بینیم، ذهن ما همهٔ آن‌ها را با هم جمع می‌زند و نتیجه‌گیری می‌کند: «همه دارند هم عالی کار می‌کنند، هم سفر می‌روند، هم ورزش می‌کنند و هم خانه‌هایشان همیشه مرتب است؛ فقط من عقب مانده‌ام!»

شما در شبکه‌های اجتماعی خودتان را با یک انسان واقعی مقایسه نمی‌کنید؛ خودتان را با تدوینِ بهترین لحظه‌های پانصد نفر مقایسه می‌کنید.

وقتی الگوریتم‌ها حسِ «کافی نبودن» را تقویت می‌کنند

فراموش نکنیم که بخش بزرگی از محتوایی که امروزه در فیدها می‌بینیم، دیگر عکس‌های سادهٔ دوستانِ نزدیکمان نیست؛ بلکه محتوای تولیدشده توسط صفحاتی است که شغلشان فروشِ یک سبک زندگی، یک دورهٔ آموزشی یا یک کالا است.

برای اینکه یک صفحه بتواند کالایی را بفروشد، ساده‌ترین راه این است که ابتدا در شما حسِ «نقص یا عقب‌ماندگی» ایجاد کند: اینکه پوستتان، لباس‌پوشیدنتان، میز کارتان، قهوه خوردنتان یا شیوهٔ برنامه‌ریزی‌تان به اندازهٔ کافی «استاندارد و امروزی» نیست. اگر این چرخه در ساعت‌های خستگیِ عصرگاهی رخ بدهد — همان وضعیتی که در مقاله استراحت با اسکرول؛ آیا واقعاً خستگی‌مان کمتر می‌شود؟ بررسی کردیم — اثرِ آن دوچندان می‌شود.


چهار گام عملی برای بازگرداندنِ آرامش به فیدها

راه‌حلِ ولنگرد این نیست که به خودتان بگویید «نباید مقایسه کنم»؛ چون مقایسه تا حدی غیرارادی است. راه‌حل این است که ورودی‌های چشم‌تان را تغییر دهید:

۱. قانونِ سادهٔ «حسِ بعد از دیدن»

در طول این هفته، هر بار که پستی یا استوری‌ای از یک صفحه دیدید، به حسِ درونی‌تان دقت کنید: آیا دیدنِ این صفحه به شما ایده، لبخند یا انگیزهٔ واقعی می‌دهد، یا فقط باعث می‌شود احساس کنید زندگیِ خودتان کم‌ارزش است؟ اگر صفحه‌ای بارها حسِ دوم را در شما ایجاد می‌کند — حتی اگر صاحب آن صفحه آدمِ موفقی باشد یا ظاهرِ زیبایی داشته باشد — بدون تردید دکمهٔ Unfollow یا Mute (بی‌صدا کردن) را بزنید. گزینهٔ Mute در بیشتر پلتفرم‌ها به شما اجازه می‌دهد بدون اینکه طرف مقابل متوجه شود و کدورتی پیش بیاید، پست‌ها و استوری‌های او را از میدان دیدتان خارج کنید.

۲. تفکیکِ «دوستان واقعی» از «ویترین‌های تجاری»

فهرست کسانی را که دنبال می‌کنید از صفحاتِ فروشگاهی، بلاگرهای سبک زندگیِ نمایشی و صفحاتی که مدام حسِ عجله و اضطرابِ عقب‌ماندگی (FOMO) می‌سازند پاک‌سازی کنید. بگذارید فضای شبکهٔ اجتماعی‌تان به آدم‌های واقعی، دوستان و موضوعاتِ تخصصی یا هنریِ مورد علاقه‌تان محدود شود. راهنمای گام‌به‌گام این کار را می‌توانید در مقاله یک خانه‌تکانی کوچک برای زندگی دیجیتال بخوانید.

۳. نرفتن به سراغِ فیدها در ساعت‌های آسیب‌پذیر

همهٔ ما ساعت‌هایی در هفته داریم که در آن‌ها خسته‌تر یا حساس‌تر هستیم؛ مثلاً آخرِ شب‌های پرکار یا عصرهای روزِ تعطیل. در این ساعت‌ها، باز کردنِ ویترینِ پرزرق‌وبرقِ شبکه‌های اجتماعی تقریباً همیشه به حسِ کلافگی ختم می‌شود. در این مواقع، سراغ کارهایی بروید که شما را به بدن و محیطِ واقعی‌تان وصل می‌کنند.

۴. تبدیلِ «مصرفِ منفعل» به «ارتباطِ واقعی»

وقتی دلتان برای دوستان یا آشنایانتان تنگ می‌شود، به‌جای اینکه نیم ساعت در سکوت استوری‌هایشان را ورق بزنید، به یکی از دوستان نزدیکتان پیام بدهید یا زنگ بزنید و حالِ واقعی‌اش را بپرسید. یک گفتگوی ده دقیقه‌ایِ واقعی — که در آن هر دو طرف از خوبی‌ها و سختی‌های واقعیِ روزمره می‌گویند — فوراً حبابِ تصویرهای ساختگی را می‌ترکاند.

قدم بعدی

اگر می‌خواهید بدانید عادت‌های فعلی شما در استفاده از گوشی چقدر با خستگی ذهنی یا لحظه‌های بی‌حوصلگی گره خورده است، سری به آزمون رابطه من با گوشی بزنید و تصویرِ الگوی شخصی خودتان را در کمتر از دو دقیقه ببینید.

موضوعات مرتبط در این نوشتار: شبکه‌های اجتماعیمقایسه اجتماعیرضایت از زندگیخودشناسی دیجیتال
بازگشت به فهرست مجله
ادامه مطالعه در مجله

مقاله‌های مرتبط

همه مقاله‌ها ←
انرژی ذهنی۸ دقیقه مطالعه

استراحت با اسکرول؛ آیا واقعاً خستگی‌مان کمتر می‌شود؟

وقتی روی مبل دراز کشیده‌ایم و صفحه را بالا و پایین می‌کنیم، بدن‌مان بی‌حرکت است اما ذهن‌مان در حال پردازش ده‌ها محرک ناهمگون است. چرا بعد از این استراحت، خسته‌تر بلند می‌شویم؟